رسید نوبت چهارشنبه آخر سال و خنده بر بهار

بیا جام رفاقت به هم زنیم و نارفیقی را براندازیم

قرنها عشق بوده حاکم بر این کهن سرزمین

ترمه چند رنگ ایرانی پیش دوستان و یاران بیاندازیم

آتش چهارشنبه یادگار زرتشت و ندای مختار و عشق من و تو به حسین

ظرف ایرانی بزرگ است دینداری و وطن دوستی را با هم برافرازیم

 مهر آریایی است همراه با غیرت ترک،چه زیباست همراهی اقوام

جوانان وطن ثروت اند بهتر است دوباره به اینها نگاهی بیاندازیم

 ماهی سفره عید خریدی ، چه خبر از سبزه ، سنبل و سماق

 با پول یا بی پولی بیا لحظه ای خوش باشیم و غمها را دور اندازیم

در پرآشوب زمانه و قدرت گیری داعش و گروه های افراطی

 ایران خانه من تو امن و امان است ، قدرش را  با هوشیاری بیافزاییم

 بسوزان کینه و رشک و بخل را در این آتش با شور و هلهله  

 غزل حافظی بخوانیم و بیهوده حرفها را به گوشه ای بیاندازیم