خوانندگان عزیز حتماَ مطلع هستید که بعد از تلاشهای مسئولین  در ایجاد همدلی بیشتر بین اقوام ایرانی و قولهایی مبنی بر صیانت از زبانهای محلی در کنار در زبان رسمی ، فرهنگستان محترم ادبیات و زبان فارسی در اقدامی شگفت انگیز پاسخهایی به این حرکت داد که قطعاَ شایسته این نهاد محترم نیست. این کمترین به علت آنکه عمرم را تا به امروز وقف تحقیق و پژوهش نمودم و سرمایه ام تنها معدود کارهایم است به سبب وطن خواهی و عشق به ایران اسلامی خواستم به سهم خود از این عزیزان چند خطی گله کنم.

دوستان اهل فرهنگ در نهاد محترم فرهنگستان ، نخست آنکه ، حتماَ از امثال بنده بسیار ژرف تر مستظهر هستید که در کدامین منصب نشسته اید و به یقین فرمایش امیر مومنان علی ابن ابی طالب (ع) در باب حقوق مردم در خاطر دارید .

بزرگترهای فرهیخته ایران ما ،شما بی شک مطلع هستید که زبان فارسی نه زبان یک قوم که مجموعه ای زیبا و مرکب است که حاصل تلاش جمعی همه ایرانیان از هر قوم و تباری می باشد. این زبان همخون کردی ، قوم و خویش لری ، همریشه مازندی ، گیلکی و تالشی و به طرز زیبایی از واژگان عربی وام گرفته است.

این شیرین زبان که طعمش همچون کلوچه فومن بی رقیب و عطرش همچون چای گیلان همیشه در یادها باقی است، آوازه زیبایی و شیرینی اش از کاشغر تا هند و از جنوب شرق آسیا  تا مغرب زمین  را در نوردیده هیچ خصومتی با  نازنین زبان ترکی ندارد و چه بسیار ترکها  که خود در حفظ و مراقبت از آن کوشیده اند.

این خرد جمعی ایرانیان که مجموعه ای ارزشمند از پند، اخلاق ، آداب پهلوانی ، دینداری و علوم متعدد است ، خدمات ارزنده ای به دیگر زبانها و فرهنگهای دیگر ملل نموده است و نه تنها یک دستاورد ملی است بلکه یک ارزشمند جواهری است که متعلق به همه جهانیان است.  

لذا زبانی با این خصوصیت و چنین ویژگی ممتاز ، هرگز از بالندگی ریشه های هندواروپایی اش ناخرسند نمی گردد، بلکه  هرچه ریشه هایش قوی تر گردند ، این  کهن درخت  هم تنومندتر می گردد و همچون قالی کرمان ،در طول زمان ،افسون گری اش، فزونی یابد.

این آوای خوش که روزگاری فخر ادبیات کلاسیک عثمانی بوده از رشد زبان ترکی هیچ نمی هراسد چرا که ترکی و فارسی به گواه نوشته های مستند بیش از هزار سال در کنار هم زیسته اند و از این داد و ستد فرهنگی هر دو منتفع شده اند.

با این تفاسیر این چه واکنشی بود که از خود بروز دادید آنهم در زمانی که ایران اسلامی بدخواه و رقیبانی دارد که چشم به ناراحتی ایرانیان از هم دارند.

شما به راستی اگر دوستدار زبان فارسی هستید، بایستی به اهل قلم توجه بیشتری نمایید.

نمونه کوچکی عرض می کنم نه به قصد خودنمایی .

این کمترین در سال 1390  به همراه استاد عزیزم و تنی چند از همکارانم دو کتاب در زمینه ایدز گردآوری نمودم . یکی از آنها مدیریت تغذیه در افراد HIV مثبت بدون مبالغه یکی از بهترین کارهای بنده در طی این چند سال بود که با تلاش شبانه روزی  و بدون کمک هیچ فرد و یا نهادی و تنها با عشق آنرا به سرانجام رساندم.

دریغ از یک توجه، دریغ از یک نگاه ، دریغ از یک حمایت!!!

چه بسیار گوهران فارسی گو می شناسم که حالشان هزار مرتبه بدتر از من است. عشقشان به زبان ملی در گلو مانده و به علت عدم توان مالی دسترنج علمی آنها در گوشه رایانه یا کتابخانه ای خاک می خورد!!.

شما بزرگواران سکاندار ادب فارسی نگران فارسی هستید؟ چه تعداد مدارس شعر و ادب در طی این سالها تاسیس کردید؟ چقدر کار زیر بنایی انجام شده است. چند سال دیگر بایستی فرزندان  یا نوادگان من!! چشم به انتظار باشند تا سعدی ، حافظ ، شهریار و یا پروینی دیگر متولد شود؟!!

اگر هم پا به عرصه وجود گذارد کدامین عزیز فرهنگستان یا مجموعه فرهنگی از او حمایت خواهد نمود؟ در کدامین باغ و بوستان و با مهمان نوازی چه کسی بوستان و گلستان بسرایند.

این چند گلایه را نه به سبب عقده گشایی بلکه از آن جهت عرض کردم که اگر نگران حال فارسی هستید ، کارهای عمرانی برای حفظ این قصر شکوه مند اما به حال خود رها شده ، نمایید. نه آنکه تنها به وقت پاسخگویی به خواسته های مدنی ایرانیان به یاد فارسی بیافتید و آن هم به گونه ای بیان کنید که بین رنگهای فرش زیبای ایرانی ناخودگاه موجب اختلاف و تفرقه شوید

خلاصه کنم عرضم ،بگذارید اقوام واژه های زیبا ،فرهنگشان و احساسشان را با هم در زبانی مشترک ملی فارسی به اشتراک بگذارند. این در صورتی است که به زبان مادری آنها بی مهری نکنیم.