چشمه غم بر کوی دل عاشقان خوبان می جوشد ،دلمان از ستم بر بانوی سرآمد پاکان، همچو شیر اوژن می خروشد.

 گل یاس مولی علی  ،جان خاتم انبیا محمد مصطفی نبی در چنین روزهایی مظلومانه  پر پر شد، جهان لبریز ز  ماتم شد.

در بهاران این خزان چه بود که بر شکوفه محسن جانها زد. طفل بی مادر امان از فرزند  آدم شد.

دریغ از این بی معرفت روزگار که گل بوستان محمدی چید و داغش بر دلمان بی مانند شد.

مادرم فاطمه بلبل چه نعره زند در رفتنت ، قامت فریاد در این مصیبت خم شد.