راستش دروغ چرا؟ دوست نداشتم دیگر وارد این نوع بحث و جدلهای بیهوده با رفقای جوانتر و نامجو به هر طریقی، خود شوم. چرا که به این نتیجه رسیدم دنبال حل مشکلی از مملکت و یا شهر و منطقه خویش نیستند.

نسل من با همه خوبی و بدی و فراز و نشیبش نسبت به بزرگترها ولو در جبهه مخالف بردبارتر و مودب تر بود.

امید داشتم در این عصر دهکده جهانی و امکان تریبون یابی برای هر کسی از هر گوشه گیتی و  سرزمینمان ، ادب ، علم و دانش و تجربه از هم کسب کنیم و نه اینکه به علت حلقه زدن معدودی  به دور خود، غره شده و علاوه بر افراط و تندروی و گاهی هم کژ روی، رعایت سن و سال و تجربه از یادشان برود. بگذریم، نصیحت از حد بگذرد ملال می گردد ، فکر کنم در مطالب پیشین به حد کافی با این دوستان به طرق مختلف زینهار دادم.

 

وقت آن است که خود نتیجه اعمال خویش را بینند و چه در امروز و چه در فردا با قضاوتهای ملت ایران مواجه شوند.

با این مقدمه  در این وقت عزیز می خواهم در مورد یکی از ادعاهای ایشان با هم به داوری بنشینیم. این گروه ادعا می کنند که از آزادی کافی در بیان عقیده برخوردار نیستند. سیستم فارس گرای!!!!! به جا مانده از زمان رضاشاه و یا نوع اعتقادات مذهبی مردم سدی است در برابر اندیشه های آنها و از سانسور و مطالب اینچنین چه شکوه های دراماتیکی هم نمایند و  گاه چنان استادانه ناله و اشکها ریزند که احتمالاً آن دسته از خوانندگانی که با این افراد از نزدیک ملاقات نکرده اند و یا با ایشان مباحثه ای نداشتند ، دلشان به رحم آمده و از دیگران می خواهند به آنها مجال بیشتری دهند.

لیکن بایستی خدمت همه هموطنان عزیز عرض کنم که این ادعا هم در کنار سایر ادعاهای آنها واهی  و بی اساس است و به هیچ وجه سندیت ندارد. کافی است به مطالب این افراد سر بزنید. خط اولش با بیان مظلومیت و دلخوری ، در خطوط بعدی ادعاهایی گزاف و در سطور نهایی هم با جعل یک واقعه تاریخی به پایان مطلوب ایشان رسد . بعد نگاهی به نظر خوانندگان بیاندازید که اکثراً از افراد همسو و عموماً ثابت هستند که نه برای نظر و تحلیل که صرفاً برای حمایت و تبلیغ به مطلب نظر می دهند.

به طور یقین در میان نظرات ، نوشتارهایی نادرست با ادبیات ناپسند ، فحش و ناسزا به دیگران ، تجزیه طلبی پنهان و آشکار و در ونهایت نفرت نژادی و آرزوی نابودی غیر از خود به کثرت یافت می گردند که جملگی با خونسردی توسط نویسنده محترم!! چنین سایتهایی تایید می شود. برای نمونه مطلبی بود در مورد انتساب صفتی ناپسند به یکی از اقوام ایرانی که از قضاء هم تبار من هستند و لذا هیچ انسان عاقل و فهیمی که یکبار با مردم شریف و غیرتمند این دیار برخورد کند ، اندکی از تاریخ ایران بداند ، به هیچ وجه نمی تواند آن صفت زشت را به آنها نسبت دهد. دیگر برای همه مشخص شده که این جوکها برای اقوام ایرانی من جمله ایرانیان نجیب هم تباربنده ، کار ذهنهای بیمار ، بی فرهنگ و یا مزدور و دشمن ایران و ایرانیان است. لذا در محکومیت این جوک سازی ها هرچه بنویسم کم است و خود حقیر هم تا حد توانم این اعمال را محکوم نموده و با آن به مبارزه جدی برخواسته ام .

اما در این به اصطلاح مطلب!!! پس از محکوم نمودن این جوک سازی و باز گویی شمه ای از ریشه این قوم نجیب به جایی ختم می شود که به عقیده بنده منظور اصلی نویسنده است. محکوم نمودن کار شاه عباس بزرگ و تکرار ادعا الصاق آن منطقه به ایران پس از دفع فتنه یکی از خوانین آن منطقه است. خانی که به گواه تاریخ نویسان نه عرقی به منطقه خودش داشت و نه در پی سعادتی مردم آن منطقه و مدتها پیش  از پاسخ شاه عباس ، مشغول نامه نگاری با باب عالی و تزار و تشویق آنها به حمله کل اراضی ایران زمین بود!!.

 اما این افراد عامدانه از تاریخی و هویت فرهنگی جدا سخن می گویند و اگر هم می توانستند منکر همریشگی فارسی با زبان این قسمت از این عزیز می شدند ( گاهی هم می شوند و حرفهای غیر علمی و بی سندی می زنند!! ) و  یک چیزی شبیه به قصه بین اسکاتلند و انگلستان و یا کاتالان به اسپانیا. تو گویی می خواهند آن نسخه ها را در این سرزمین اعمال نمایند منتها به صورت نرم و تدریجی!!! منتها آنها که ذره ای از تاریخ ایران زمین اطلاع دارند نیک می دانند که آن منطقه شاه عباس نه فتح که از آن خانی که خود روزی عامل شاه طهماسب بود باز پس گرفت و باز تکرار می کنم با هیچ جعل و تاریخ سازی نمی توان در  ایرانی بودن  این منطقه آن هم هزاران سال پیش از شاه عباس بزرگ  هیچ شک و شبهه ای وارد نمود.

لذا نباید شگفت زده شویم که پس از نوشتن اینگونه مطالب پر از بایاس فکری، بستری ایجاد نگردد که در آن به جای محکوم نمودن این عمل نه تنها در مورد آن قوم شریف بلکه در مورد همه ایرانیان، آن صفت ناپسند به مردم دیگر شهرها منتسب شود!! و برای اینکه این عمل مشروعیت یابد عده ای به اسم غیر آن قوم به نوعی آن تصور و صفت زشت را توجیه نمودند و یا حتی ناسزا گفتند که عرصه برای طرفداران این پلشتی ها  هموارتر گردد. برای صحت درستی ادعای این حقیر کافی است که مسئولین سایبری آپی های تشنج آفرینان را چک کنند .

قاطعانه عرض می کنم  اگر چک نمایند، خواهند دید که گاه ناسزا گوینده به آن قوم و پاسخ دهنده به آن ناسزا همراه با ناسزایی دیگر، یک نفر هستند!!!

 

البته نباید فراموش کنیم که گروهکهایی تجزیه طلب و ضد شیعه و به دنبال اختلاف بین شیعه و سنی و امثالهم همیشه این وسط به اصطلاح آتش بیار معرکه بودند و هستند  و عوامل آنها در میان خوانندگان فحاش کننده به یک قومیت و پاسخ دهنده همراه با فحش از طرف آن قومیت به شدت فعال هستند!!

ممکن است بگویید چگونه با اطمینان در مورد این جریانات و یا فرد این تحلیلها را عنوان می کنم. برای پاسخ بایستی عرض کنم که این حقیر سالها در کسوت معلمی بودم ، تا حد امکان ایران را گشتم ، 5 سال از روزی که به یک شهید عزیز قول داده ام گذشته و تا حد توان و گاه خارج از آن شبکه های مجازی و تارنماها قومیتی را دیده ام. اما همه اینها به کنار، کافی است یک ماه از وقت عزیز استراحت خود بزنید و این وبسایتها و مطالب و نظرات حاصل از بسترسازی آنها مرور کنید ، قطعاً به تحلیلی مشابه با تحلیل این بنده سر تا پا تقصیر خواهید رسید!!

از مطلب دور نشویم، مدیریت محترم!! این وبسایت محترم پس از آنکه مطلبش را خوب رواج داد و توسط افراد همسو آن را باز منتشر کرد تا به قول خودش جزء متون کلاسیک منطقه ای گردد!!! در آخرین پازل از اقدامش اجازه نشر یک نظر را داده که در نگاه اول موجب انزجار خواننده و در نگاه پرسشگر بنده موجب ایجاد یکسری سئوالات می گردد.

  1. طبق ادعا ایشان ، درج مطلبی توهین آمیز مساوی است با عدم نمایش و یا حذف نظر !! چگونه آن مطلب که سرتاسرش پر از جعل تاریخ است و انکار دیگران و در نهایت با حرفهای رکیک و غیر قابل بازگو به اتمام می رسد مجوز نشر در قسمت نظرات می یابد؟!!!

  2. قسمتی از نظرات بنده به آن خواننده بسیار با تربیت!!! را با تشبیه داخل کروشه ای : حذف به علت مجرمانه بودن ، مجوز  نشر در قسمت نظرات ندادند. مگر به کسی و یا گروهی توهین کردم و یا به واقع مصداق مجرمانه بود؟ نوشتم که  این چگونه مملکت فاشیستی است که از قوم آن خواننده خیلی مودب!!! افراد متمول و صاحب نفوذ خارج شوند و تا این درجه صاحب در میان دیگر هموطنان گردد. هر خواننده ای این را بخواند متوجه می گردد منظور بنده این بود که فاشیستی که این افراد ادعا می کنند وجود خارجی ندارد. این در حالی است که پیش از این نظر آن فرد خیلی مودب!!! کلی نظرات تجزیه طلبانه ، تهران ستیز ، غیر هم قوم ستیز و آی دیگران آمدند شهر و دیار ما را خراب کردند در همان سایت اجازه نشر یافتند!!! نکته طنز آمیز این وسط آن است که این فرد مدتی پیش ادعا می کرد که بنده گرای امنیتی می دهم تا با جریان ایشان برخورد گردد!!! چه آسان است ای برار دروغگویی برای تحصیل هدف!!!

  3. با جستجوی نام آن خواننده محترم به وبسایتی می رسید که بنده پیشاپیش از شما خواهش می کنم با خانواده اتان به آن  آن سایت مراجعه نکنید. چرا که به واقع من نه تنها به عنوان یک ایرانی که به عنوان یک انسان از همنوع بودن با این افراد که پتانسیل داعش شدن را به وفور دارند، از خداوند بزرگ طلب عفو و بخشش دارم. در سمت چپ آن وبسایت به آرشیو مطالب و تاریخ ساخت آن می رسید که متعلق به شهریور 1393 هجری خورشیدی است!!! اینکه این فرد با اینهمه توهینهای غیر قابل بازگو، ناگهان دلسوز همتباران من شده است آن هم اندک زمانی بعد از ثبت آن  وبسایت در بلاگفا موجب ایجاد یکسری سئوالات دیگر است که این بخش را به خوانندگان محترم می سپارم.