فکر کنم همه جهانیان از آنچه که در نصف جهان رخ داده ، باخبرند. شرم دارم تکرار کنم که آنچه در سرزمین من صورت پذیرفت و پروای نگاه در دخترمان را ندارم. خداوندا صبری به پدر و مادری ده که پر آرزوهایشان در قامت فرزند با نامردی شکستند.

  نمی دانم  ذره ای از نجابت سیاووشی در وجودمان مانده است ای هموطن!!!.  ترا که چنین پستی را در حق هم میهن ، همشهری و هم نوعت انجام دادی به چه اسمی بنامم که ناسزا برای آن لقب نباشد!!! که الحق نشان دادی نه از تبار ایرانی آزاده که هم قطار داعشی.

آری این جنایتها به اندازه کافی تکان دهنده است و به راستی همه بایستی سرمان را پایین بگیریم و از مردان واقعی همچون مولی امان علی (ع) خجالت بکشیم. از مرد بودنمان شرم کنیم. از واژه آدم بودن عذرخواهی کنیم. بیدار شویم. بیدار شوید.

 ای بسی لعنت و نفرین بر بعضی که به جای تنبیه نفس و تزکیه روح ترک بر موتور با بطری  آب به جان نوامیس شهرمان می افتند و از ترس دختران کشورمان می خندند و بدین سبب سرپوشی بر عقده ها و کمبودهایشان می گذارند. این چه عذاب الهی است که بر سر این مردم آمده است. آیا این زامبی ها انسان نما ایرانی مسلمان و یا موحدند؟ اصلاً انسان هستند؟ والا حیوان هم از رنج همنوعش  بدین گونه شادمان نمی گردد. فکر نمی کنم در عالم گیاهان ، قارچها  و جلبکها ، باکتری ها ،ویروسها و یا کلاً هیچ جانداری هم چنین بد اندیشی نسبت به همدیگر باشد. دریغ و افسوس که عده ای به جای دغدغه نان و حلال و خدمت به خلق الله ، تنها و تنها شایسته قهر الهی و عذاب هستند. ای کاش به جای  بطری آب و بی قلبی کمی از چشمه معرفت می نوشیدی و اندکی مرام و مردانگی ات را  به دیگران نشان می دادی.اما من و تو می دانیم که دوران لوطی صالح و داش آکلها گذشته و بعضی نامردها سوار بر مرکب جهالت  خود را مرد فرض نمودند!!!.