پروانه دل بسوخت در ره شمع یار

جوانی ما هم گذشت در حسرت آنکه این جامعه بی وفا ، معنی وفای و صدق وجودت را بدانند. مردمی که تنها خداحافظی با مرتضی پاشایی را بلدند و نه سلام بی حسد به پاشایی ها و دیگر جوانهای این مرز و بوم.

 

جوانی ما گذشت ، مرا سر تا پا شوق و ذوق و خلاقیت محکوم به زیستن با آدمهایی که مس فرنگی را به طلای داخلی ترجیح می دادند. محکوم به گذر از کوچه ای با بزرگترهای نا مهربانی که به ندرت دست مرا گرفتند.

/ 0 نظر / 14 بازدید