مژده ای دل که دیگر یلدا شبی باز آمد

شبی طولانی به بلندی آه دل آدم محزون ، شبی تاریک به ظلمت ستم پیشگی روزگار یا معمای ناگشوده طبیعت ، شبی به سیاهی چشمان زیبای شرقی ،شبی آمیخته به رمز و راز یا که فسانه ، افسونی عجیب ، آهنگی پر ایهام و ابهام در فرهنگ و تمدن ایرانی که  اشارات ، تعبیرات و برداشتهای گوناگونی از این میهمان ایرانی در دیگر ملل و حتی ادیانی چون عیسویان آمده . شبی سرد که به گرمای مهر خویشان و دوستان و دعای نیکان به  سحر رسانیم.

«یلدا » واژه‌ای به معنای «تولد» برگرفته از زبان سریانی که از شاخه‌های متداول زبان «آرامی» است. زبان «آرامی» یکی از زبان‌های رایج در منطقه خاورمیانه بوده‌است. برخی بر این عقیده‌اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبایی از راست به چپ نوشته می‌شده، وارد زبان پارسی شده‌است. شب یلدا برای هر کدام از دوستارانش و تمدنهای تحت نفوذش معنا و مفهوم خاصی دارد. برای عده زیادی از ایرانیان به خصوص در این دوره شبی است در کنار خویشان نشستن و تا ساعاتی از نیمه شب مشغول به خوردن هندوانه و آجیل و شنیدن به ابیات حافظ شیرین سخن و برای گروهی دیگر از هموطنان زرتشتی دعا و نیایش به درگاه احدیت برای پیروزی نیکی به بدی است. فرهنگهای دیگر هم اعم از مصری ،یونانی و رومی از این شب آیینی وام گرفته و این ساعات به شکلی دیگر گرامی می دارند. اما برای من دل سوخته در طریقت پر سنگلاخ علم به ظن خویش، این شب به همان معنای باستانی است بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است. گاهی در زندگی به مواردی بر می خوریم که با وجود تلاش بسیار ، خارج از اراده امان به قلب و روحمان تحمیل می شود که خوشایند هم نیست . چاره ای هم جزء صبر و توکل نیست ،راضی هستیم به  رضای کردگار، مطیع هستیم بر حکمت عالم و قادر بر تمام امور.

  از قدیم شنیدیم که گر خداوند به حکمت ببند دری به رحمت گشاید در دیگری . لذا با قلبی شکسته از ناملایماتی که بر این رهرو بوعلی سینا در راه کسب دانش وارد شده روی به درگاه حق تعالی گرفته و به انتظار رحمتی دیگر و پیروزی دانایی بر اهریمن گمراهی در صبح یلدا می نشینیم. بار الها رحمتی بر این دل آریایمان بفرست که بسیار امید به طلوع دوباره خورشید لطف و محبتت در پایان شب سیه نادانی امان بستیم.

 

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
چنگیز

دكي جان چرا انقدر با زبان ايماء و اشاره صحبت مي كني ، يه خورده روشن تر بگو از اين خورشيد تيره ات ....

سینا

هرکسی از ظن خود شد یار من دکتر با زان می نویسی که هرکسی اینو می خونه ناخودگاه می گه اه این که حرفه منه