کار فرهنگی با اهل فرهنگ سامان یابد!!

مدتها بود که تصمیم گرفته بودم به این جمع معدود هم تباران که شتابان به راه ناصواب می روند سخنی نگویم. منی که درگیر کارهای خودم هستم از معیشت خانواده تا پروژه های تحقیقاتی و نهایتاً پایان نامه دکتری تخصصی که از سر اشتباه موضوعی بدیعی برداشتم در زمانه ای که نوآوری  علمی محکوم به تنهایی و نامهربانی است آنهم برای کسی که یاوری جزء خدای مهربان ندارد. بعضی مواقع تنهایی ما هم بد جور شبیه تنهایی امی میرزا کوچک جنگلی می شود. البته دل و آرمان میرزا برای ایران بزرگ بود ، زمانه اش کوچک بود.

بگذریم، به اطناب نکشانم سخن را. به هر حال این بنده ناچیز سعی کردم بنا به وظیفه هم به این هم تباران نکاتی را گوشزد کنم که اگر آنطور که ادعا می کنند عرق فرهنگی دارند ، راه و منطقشان پر از دل شکنی بقیه هموطنها و مضر برای هم تباران است و اگر دعوی ایشان از سر خود است و نه فرهنگ که والا گیلان عزیز گناه دارد. بیش از این مظلومشان نسازند.

افتخار می کنم هم در این راه ناسزاها شنیدم و هم نقاب از نیت واقعی اشان برداشتم که قل الحق ولو على نفسک. لذا سعی می کنم به همین صورت هر از چند گاهی به ایشان گوشزد کنم که گر آنها خود را خیلی زرنگ می دانند دیگرانی هم هستند که رند خرابات عشق به وطن هستند و هوشیار از اعمال ایشان. با این چند سطر می روم سراغ آخرین شیرین کاری آنها.

همه ما می دانیم که خط نوشتاری فارسی امروزی نه به ظن و گمان و بهتان عده ای عربی که ما و بسیاری برادران و خواهران مسلمان عرب زبان  همه وامدار خط نوشتاری آرامی هستیم و اینطور نبوده که ایرانیان پس از اسلام یکسره خط کوفی بنویسند که اگر بدین صورت هم باشد این خط کوفی در دست هنرمندان ایرانی بسیار تغییر نموده است . به همان صورت که بسیاری از قواعد زبان عربی را نیاکان ما نگاشتند و حتماً دوستان اهل علم می دانند که در بسیاری از ممالک عرب زبان به قانون الدستور می گویند!!

اینکه این خط میراثی برای همه ما ایرانیان ورای تیره و زبانهای محلی امان بر هیچ ذهن عاقلی پوشیده نیست و البته این مانع از کنار گذاشتن مشکلات این خط آن هم در این دوره پر سرعت علمی نیست . قطعاً این خط بایستی به روز شود و در آن اصلاحاتی صورت گیرد ، و ای کاش متخصصین و صاحب نظران این حوزه هرچه زودتر به یک اجماعی در این مساله دست یابند.

گیلکی هم یکی از همریشه های فارسی است و در کنار لری ، کردی ، تالشی ، تاتی ، بلوچی بایستی نه تنها به عنوان یکی از داشته های محلی بخشی از ایرانیان حفظ گردد که خود رکنی سترگ از میراث ملی است و قطعاً  بخشی از بالندگی فارسی به خصوص در قرون گذشته مدیون این بده و بستانهای زبانی است. لذا امروزه ادامه  تفکر راست هگلیسم تجمیعی اوایل قرن بیستم  نه تنها نشانه وطن پرستی نیست که دوست داشتن ایران بدون در نظر گرفتن تیره ها ، زبانهایش هم  ممکن نیست.

منطقی است که عده ای از همین مردمان نجیب دغدغه حفظ زبان و فرهنگ خویش داشته باشند و بخواهند هم آنرا به نسلهای آینده انتقال دهند و هم به دیگر هموطنها معرفی نمایند از همینجا دستهای ایشان را می بوسم و از خداوند متعال برایشان پیروزی در راهشان را طلب دارم.

مشکل حقیر همانطور که در آغاز سخن گفتم با آن دسته ای است که در ظاهر صحبت از حفظ فرهنگ و زبان می کنند اما در باطن و گاه با مشاهده  سکوت دیگران آشکار دنبال اهداف دیگری هستند. صحبت از ملتی جداگانه به غیر از ملت ایران و قوم را ملت معرفی کردن. اصرار بر تفاوتهای فرهنگی و زبانی به صورتی که تو گویی هر یک از جهان دیگری هستیم و تحریف عامدانه تاریخ و ربط دادن آن به وضعیت امروز خط فکری است که از سر ناگاهی و یا به طور عمدی در جهت اهداف دشمنان ایران زمین است. حالا می خواهند لجوجانه ادامه دهند یا دستور دارند که آب را گل آلود کنند و از گرفتاری مردم عزیز کشورمان برای خط دکانی درست کنند مطلب دیگر است که پیشتر تذکر دادم  و  تا جانی در بدن دارم ،ادامه خواهم داد. به عقیده بنده هر کسی که کمترین عرقی به این آب و خاک دارد و برای داشته های تیره های ایرانی احترام قائل است در تضاد با این گروه هاست. چرا که آنان تنها  اسب تروای لابی های ضد ایرانی نیستند که بیشتر از هر کسی به همان فرهنگ و زبانی که از آن دم می زنند آسیب می رسانند. خیلی صحبت کردم و لذا بیش از این خوانندگان را خسته نکنم و بدون فوت وقت چند تا مطلب پیش روی شما می گذارم باقی قضاوت با خودتان. مطلب اول از هم تبار جوان تر ، #comment-129329>http://v6rg.com/?p=10458#comment-129329  که مانند بنده رشته اصلی اشان علوم انسانی نیست!!! بسیاری از ما نیستیم اما سعی می کنیم یاد بگیریم ، مطالعه کنیم و اگر نقد می کنیم ، نقد پذیر هم باشیم و ان شاءالله که احترام بزرگتر و کوچکتر هم یادمان نرود!!!. با ایشان بحث و جدل بسیاری که گاه به نامهربانی ها و تندی کشیده شده و بر این عقیده هم پافشاری می کنم کسی که به اعتراف خویش با نفرت از فارس که به زعم ایشان اهالی تهران جملگی از آن هستند رشد و نمو کرده اجازه ورود به بحثهای فرهنگی را ندارد. خوب ایشان با این روحیه مشغول کار فرهنگی هستند که یکی از آخرین آن  مساله اصلاح خط هم بوده است. کاری نیکو با ایشان!!! شاید هم من زیادی بدبینم. و یا سوای اختلافات فراوان و بی حرمتی از سوی ایشان بایستی سکوت اختیار کنم. صبور باشید و با یکی دیگر از اضلاع این جریان آشنا شوید.

صاحب این وبلاگ http://alirezama.blog.ir/ ( سعی می کنم از نام بردن اسم افراد پرهیز کنم ) که اتفاقاً مدیریت  نهادی نرم افزاری/ فرهنگی در حوزه گیلان هم به عهده دارد : http://www.junglesofts.com/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa/

بیاییم با دو تا مطلب از نوع اندیشه ایشان آشنا شویم ، تبریک نوروز به قوم فارس !!! و پنهان شدن پشت جشن زیبای نوروزبل:

http://alirezama.blog.ir/post/%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D9%85-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2

و این مطلب ، فردوسی پاکزاد یا به قول ایشان نژاد پرست!!! :

#comment-_RgKw6y3AnE>http://alirezama.blog.ir/post/%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7#comment-_RgKw6y3AnE

و البته پاسخ ناشی از مطالعه وافر!!! ایشان به یکی از خوانندگان :

ممنون از کامنتتون. لطفا این لینک رو مطالعه بفرمایید:

http://www.cloob.com/c/mooghanli/105034693/%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%88_%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1_%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF_%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C_%D8%B6%D8%AF_%D8%B9%D8%B1%D8%A8_-_%D8%AA%D9%88%D8%B1%DA%A9-_%DA%A9%D8%B1%D8%AF-

نمونه‌های زیادی از این نژاد پرستی در این لینک ذکر شده است.

 

هم تبارهای عزیز این افراد می خواهند در زمینه فرهنگ و زبان شما فعالیت کنند. رشتی که به ادب و تربیت حتی با دشمن خود معروف هستید ، انزلی چی های مهربان و مدرن ، فومنی ها سلحشور ، لاهیجانی ها با فرهنگ ، لنگرود و رودسر فرهیخته و بی ادعا ، املش و اشکور عالم خیز اینها مدعی نگهبانی از زبان و ادبیات شما هستند!!!. به تالشان عزیز و دلاور حرفی نزدم چرا که دل آنها مانند من از این رفتارها خون است. با  هم تباران گیلکم هستم ، دوستی که در خانه فرهنگ گیلان هستی این افراد با این طرز فکر و اندیشه به ظاهر همراه و همگام شما هستند چنانکه در مطلب آنها مهربانانه نظر می گذاری!!!.آهای معلم خمامی این افراد با این همراهان با این کینه و عناد نسبت به دیگران با لبخندی ظاهری به شما نزدیک می شوند.

شما به جای من قضاوت کنید ، آیا بایستی برابر این افراد روزه سکوت گرفت؟ کسی که با بدترین الفاظ به شاعر ملی توهین می کند شایسته مدیریت نهادی خودساخته فرهنگی است؟ کسی که به اذعان خودش منبعش سایتهای پان ترکیستی است .

 بهتر نیست پیش از نامه نوشتن به رئیس جمهور عزیزمان ، نگاهی به اطرافیان خود بیاندازیم. آیا با وجود چنین افرادی پیرامون ما ، می توانیم به مسئولین انتقاد کنیم. آیا با این افراد نوروزبلی می توان برگذار نمود. نوروزبلی که برخواسته از یکی زیباترین جشنهای ایرانی در سبز نگین ایران زمین است و چه زیباست دلهایی که پیشتر عقده و حسادتشان را سوزانند گرد آن آتش به شادی و سرور مشغول باشند. در پایان تکرار می کنم من بدبین! ، محصور در دود و آلودگی در تهران ، بیگانه با ریشه های گیلانی ام! ، اما بایستی برابر اینها هیچ نگویم تا چنین شتابان تیشه به ریشه فرهنگمان بزنند و یک گیلان دیگر را به جای گیلان واقعی به دیگر مردم ایران معرفی کنند؟!!. گیلانی که با وجود همه مشکلات ، مصائب ، محرومیتها که در چشم هموطنها بسیاری از آنها دیده نشده و در سبزی خدادای اش و دل دریایی مردمش پنهان شده هرگز چنین نگاه بیگانه ای به مام وطنش ایران نداشته است.

/ 0 نظر / 26 بازدید