به یاد سردار دلیر ایران ، شهید آریو برزن

در روزهایی به سر می بریم که مقارن با  نبرد  نابرابر  هنگ کوچکی از ایرانیان با سپاهیان راهزن نامجوی مقدونی است ، گروهی کوچک از مردان شجاع با فرماندهی  سردار دلیر ایران ، آریو برزن که دلاوری هایش برتر از هر اسپارتی  جنگ طلبی ، یکی از درخشان‌ترین و تحسین برانگیزترین بخش  ار کتاب قطور تاریخ پرافتخار میهن ما را تشکیل می دهد و نمونه‌ای از جان گذشتگی ایرانی  را در راه وطن ،منعکس می کند. به گمان بسیاری  از مورخین ، لاله زار خون  این شهیدان وطن دوران باستان ،در کهکیلویه و بویر احمد امروزی است . گرچه جانبازی فرزندان ایران زمین به سبب خیانت چوپانی با پایانی جانسوز برای آنها ، تخت جمشید و مام وطن در آن زمان همراه بود ،اما خاطره این رشادت بسان حماسه ای بزرگ جاوید و ماندگار  خواهد ماند . بی هیچ تعصبی هر انسان آزاده ای باید به این نکته اذعان کند که دوام بخش عظیمی از هویت آسیا  و حفظ فرهنگهای غنی خاورمیانه تا شرق دور ، مدیون فرزندانی است که در جای جای فلات ایران زمین از کرانه مدیترانه تا کاشغر چین ، در گوری آرمیده اند  که نشان از شرف ایرانی اشان و پایمردی آنها در برابر متجاوزین به دروازه های آسیا  می باشد .

 برادران عزیز و خواهران محترم یاد فرزندان این مرز پرگهر از  آریو برزن ، سورنا ، سپهد بهرام مهران ( چوبین ) ، ابومسلم خراسانی ، بابک خرم دین ، مازیار ، یعقوب لیث سیستانی  ، ستار خان و باقر خان ، رئیسعلی دلاوری تا  عاشورهایی مانند شهید عباس دوران ، شیرودی و کشوری ، همت و  بی شمار  شهید ، مفقود الاثر ، آزاده و جانباز از خاطره یک ملت پاک شدنی نیست. حال چه قدرشان بدانیم ، چه کم لطفی کنیم .  یا که با تصمیم احساسی با ایشان مخالفت کنیم. 

 دوست من به قول پدرمان کوروش کبیر بر مشتی خاک  یا تندیس و یادبودی از  گلهای پر پر شده در راه وطن  رشک مبر .

 درد من و تو ، شهید زمان باستان ، شهید قرن هفتم هجری ، شهید دوران مشروطه یا شهید هشت سال دفاع مقدس نیست . درد ما ،فراموشی و تلاش از سر عمد یا نا آگاهی برای مجادله غیر واقعی  میان ایرانیت و اسلامیت و جدایی غیر ممکن بین این دو در این دیار کهن اسلامی آریایی است .

به باور  من و حتی وجدان آگاه تو  ،اگر آریو برزن یا هرکدام از شهدای اهل قدیم ایران هم در سال 1359 با لشکر کشی غرب و شرق با پرچم بعثی مواجه می شدند با همان غیرت، حمیت و مردانگی که تاریخ به آن گواهی دارد  ، ذره ذره وجودشان در راه ایران اسلامی فدا می نمودند .

 اخوی، درد واقعی این است که ریشه ایرانی  ات را انکار می کنی ، همچنان که پیشتر از تو هم با لباس و شکل یا دلایل گوناگون به انکار گذشته پرداختند . لاجرم هم نام خونریزانی مانند چنگیز ، تیمور  می شود نام فرزندان من و تو.

از یک لهستانی بپرس که آیا حاضر هست اسم فرزند خود را آدولف هیتلر یا  هرمان گورینگ بگذارد ؟!!

 بزرگوار ،درد این است در سرزمینی که بیشتر از هرکجای دنیا تاریخ ، افسانه و اسطوره دارد ، نونهلان و حتی پدران و مادران آنها به جومونگ ، هری پاتر ، شاه آرتور و رابین هود تعلق خاطر بیشتری دارند .

ای برادر، ای برادر، دریغ  و صد افسوس که در سرزمین عشق پرور حافظ ،عشاق در روز والنتاین وارداتی به یاد یار باشند .

 آری دلاور ، درد ما ،دم  اسب مجسمه ای از نیاکان من و تو نیست که به راحتی قابل اصلاح بود ، نه آنکه از بیخ و بن حذفش کنی .

 درد واقعی ، غم جانسوز  فراموشی ، نسیان و از دست دادن ترجیحی ارزشهای اسلامی و ایرانی است . باور کنی یا که نه . گناه تو کمتر از ناآگاهان حل شده در فرهنگ غرب یا دشمنان فرهنگی امان نیست . آخر تویی که هشت سال از بهترین سالهای جوانی ات را در راه کشورمان سپری کردی و سینه ات را سپر بعثی ها نمودی ،چطور حالا در کارزار فرهنگی به بی بصیرتی مبتلا شدی . و این چنین کلوخ اندازی ،که به قول حلاج از هر سنگی بدتر است.

  به من بگو ،چگونه  از مرداخ پول پرست نا مسلمان یا الیور استون آمریکایی بی تاریخ  گله کنم ، در حالی که هم و طنم اینچنین ناجوانمردانه از  بودن تندیسی بر نمی تابد ، آنهم کسی که از جنس آدمهایی است که الگوی دوران بچگی امثال من بود . هر صبحگاه مدرسه دعای کودکان دیروز، ظفر مندی شماها در صحنه نبرد با متجاوز عراقی بود . ما اگر به علت خردسالی در والفجرها ، چزابه و عملیات بیت المقدس افتخار بودن با شماها را نداشتیم ،قلبمان با شما بود و آرزو صحت و سلامتی تان و برگشت پیروزمندتان به خانه، هر روز چندین بار در کنار سجاده مادر بزرگ از پروردگارمان می خواستیم.

  به راستی می دانی برادر اکثر همسن های من در دوران بچگی آرزو داشتند که رزمنده باشند . سبحان الله از آن دوران و پناه بر خدا  از این زمان . به راستی  که :

 "کجایی اید ای شهیدان خدایید      بلا جویان دشت کربلا یید "

 برادر ، بزرگوار ، حاجی ، دلاور ، تویی که تبار بویر احمدی ات نشان از جد آریو برزنت می کند این چنین نامهربانه با تندیس ریشه آبای و اجدادی ات رفتار نکن . اگر ملتی اسطوره های باستانی  اش را فراموش کند ، به یقین آیندگان هم هشت سال حماسه جنگ تحمیلی را به فراموشی خواهند سپرد ، در آن صورت ، شک نکن که باید از حالا افسوس رواج نام صدام و طارق عزیز ،عدنان خیرالله ،ماهر عبدالرشید بر روی فرزندان آیندگانمان را بخوریم.   

تو رو قسم به یا زهرایی که سر هر عملیات از ته قلبت به زبان می آوردی تو رو قسم به زیارت جوشن کبیر شب عملیات ، وضویی تازه گیر و تاریخ این سرزمین کمی از اول بخوان، ان شاءالله در سایه اهل بیت همگی از فراموشی رهایی یابیم.

 گاهی به آسمان نگاه کن لبخندی از فرزندان پرافتخار وطن اشک را به گونه ات دعوت می کند .

/ 18 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

خیلی زیبا نوشتید اما برادر محترم با وجود نیت خیری که دارید به قول معروف نرود میخ آهنی در سنگ . باز هم مرغه یه پا داره. دادستان محترم باز هم حرف خودشو می زنه.

عباس

خوشم اومد این همه قیل و قال راه انداختن اما بلاخره مستضعفین پیروز شدن و مجسمه را پایین کشیدن. درور بر شهدای هشت سال دفاع مقدس

علي تبريزي

درود بر شما. آفرين. به شما با چنين انديشه والايي كه داريد پيشنهاد ميكنم كتاب هاي آقاي دكتر هوشنگ طالع را بخوانيد . بلكه سعي كنيد به نشست هاي ايشان شركت كنيد. هم چنين شاهنامه را اين كتاب مقدس را بخوانيد. درود بر شما. پاينده ايران

احمد عباسي

باسلام مقاله اي كوتاه اما بسيار زيبا بود اما يك انتقاد كه خواهشمندم اگر جوابي به اين انتقاد داريد به من ايميل بزنيد چرا كه به احتمال زياد اين اولين و آخرين بازديد من از اين وبلاگ بوده است . شما نام بزرگاني مانند آريو برزن ، ستارخان ، شهيد همت ، شهيد شيرودي و ... را آورده ايد ، اما نمي دانم چرا نام چند خائن بزرگ ، خائن به اسلام و ايران يعني ابومسلم خراساني ، بابك خرمدين و مازيار يعني نام اشخاصي كه مورد لعن تقريبا تمام ايرانيون بوده اند را در كنار نام هاي آن بزرگان آورده ايد . تاريح گواه اين موضوع است ابومسلم خراساني ، بابك خرمدين و مازيار افرادي خائن به اسلام و ايران بوده اند و جنگ آنان با امويان يا با بني عباس ، نه براي ايران و نه براي اسلام بلكه فقط براي رسيدن به قدرت بوده است و در تلاش براي قدرت طلبي خودشان از ايرانيون استفاده ابزاري و سوء كرده اند .

احمد عباسي

در ادامه مطالبي كوتاه در مورد اين خائنان از تاريخ كه گواه اين موضوع است اما درباره ابومسلم خراساني : شخصي كه در واپسين لحظه هاي عمر خود براي زنده ماندن به پاي ابونصور خليفه عباسي لعنت الله عليه براي زنده ماندن بوسه مي زند چه طور با آريو برزن دلاور يكسان است . ابومسلم با امويان جنگيد ولي جنگي كه براي رسيدن به قدرت بود ، و در اين جنگ از ايرانيون و عشق آنان به فرزندان رسول خدا (ص) ، براي رسيدن به قدرت استفاده ابزاري كرد ، و پس از رسيدن به قدرت با دشمنان اهل بيت پيامبر (ص) همراستا شده و با بني عباس كه قاتلان امامان معصوم كه اولاد پيغمبرند پيمان بست . پس از به قدرت رسيدن ابومسلم و بني عباس ، ايرانيان متوجه خيانت ابومسلم شده و بر عليه بني عباس قيام كردند ، قيام هاي بسياري كه همه توسط يك خائن يعني ابومسلم سركوب شدند و در اين قيام ها ايرانيون بسياري توسط اين خائن كشته شدند .

احمد عباسي

فقط افرادي كه دشمن اسلام و تشيع هستند ، از ابومسلم به خوبي ياد مي كنند چرا كه اين فرد شيعيان بسياري را كشت . تاريخ نشان مي دهد كه ابومسلم يك فرد خائن به اسلام و ايران است و جنگ او با امويان ، نه براي ايران و نه براي اسلام بلكه فقط براي رسيدن به قدرت بوده است .

احمد عباسي

در مورد بابك و مازيار مي توان گفت اين اشخاص كه بر بسياري از ايرانيون مسلمان ستم كرده اند ، چگونه قهرمانان كشورند !؟ فقط افراد نژاد پرست ضد عرب افراطي كه ضد و دشمن اسلامند از اين افراد به خوبي ياد ميكنند ، ولي ابن افراد هم خوب است بدانند كه دشمني مازيار و بابك با بني عباس به خاطر ايراني بودن نبوده است ، چرا كه همانطور كه گفته شد اين افراد ايرانيون بسياري را به خاطر مسلمان بودن دستگير كرده و يا كشتند . مازيار و بابك اشخاصي بوده اند كه ظاهرا ملي گرا ، ولي در واقع قدرت طلب ، دشمن اسلام و ايران بوده اند .

احمد عباسي

اما راجع به بابك خوب است بدانيد اين شخص فرمانرواي خرمدينان بوده ، قومي كه مسلمان نبوده و عقايدي همچون تناسخ داشته اند و بر اساس اينكه آنان اعتقاد داشته اند كه روح شخصي به نام جاويدان ، فرمانرواي پيشينشان در بابك حلول يافته اورا فرمانرواي خود كردند. خوب است بدانيد اولين اقدام بابك اين شخص نامسلمان ، حمله به يك روستاي مسلمان نشين آن هم با نهايت بي رحمي بود . در مورد مازيار هم خوب است بدانيد او پس از رسيدن به قدرت و ستم هاي فراوان به فرماندهان خود سرخاستان و دري دستور به دستگيري مسلمانان (هم ايرانيان و هم اعراب) و تصاحب اموال آنان را داد .

داریوش ستوده

زیبا بود.ما هیچوقت نمیتوانیم اسلام رو از ایران حذف کنیم چون اسلام یه چیزیه که چه بخواهیم یا نخواهیم توی پوست و گوشت ما رفته و اینها باید(اسلام و ایرانیت)مثل دو خط موازی کنار هم باشند.من بر عکس بغضی از آدمهای تندرو که معتقدند باید کلمات عربی از زبان فارسی زدوده شود زیاد موافق نیستم چون اگر بخاهیم کلمات عربی را حدف از زبان فارسی حذف کنیم پس باید کتابهای حافظ و سعدی و بوعلی سینا رو ببوسیم و بزاریم کنار.به قول استاد اعظم دکتر شریعتی که گفتند:کمترین جایی که اسلام نفوذ کرد ایران بود و همانطور که اسلام ایران را کامل کرد ایران هم اسلام را کامل کرد..بازم ممنونم از نوشته های زیبای شما.

داریوش ستوده

یبا بود.ما هیچوقت نمیتوانیم اسلام رو از ایران حذف کنیم چون اسلام یه چیزیه که چه بخواهیم یا نخواهیم توی پوست و گوشت ما رفته و اینها باید(اسلام و ایرانیت)مثل دو خط موازی کنار هم باشند.من بر عکس بعضی از آدمهای تندرو که معتقدند باید کلمات عربی از زبان فارسی زدوده شود زیاد موافق نیستم چون اگر بخواهیم کلمات عربی را از زبان فارسی حذف کنیم پس باید کتابهای حافظ و سعدی و بوعلی سینا رو ببوسیم و بزاریم کنار.به قول استاد اعظم دکتر شریعتی که گفتند:کمترین جایی که اسلام نفوذ کرد ایران بود و همانطور که اسلام ایران را کامل کرد ایران هم اسلام را کامل کرد..بازم ممنونم از نوشته های زیبای شما.