دوست داشتن تهران خود فروشی نیست

 اکثراً از برخوردی زشت و غیر انسانی که با خواننده محبوب کشورمان سیروان خسروی شد کم و بیش خبر داریم. لازم به تکرار نیست که شرم دارم از تکرار این رفتار غیر انسانی / غیر اسلامی و ضد ایرانی و مخالف با روح کردهای عزیز

گاهی به ساعتهایی که به خاطر حقوق هموطنان کردم با پان ترکها به بحث و جدال و گاه نزاع گذشت افسوس می خورم اما وجدانم راحت است و سریعاً  همبر این تردید خیامی فائق آیم که این بنده حقیر از حقوق کرد با شرف و ایرانی با غیرت دفاع کردم و هرگز گروهکهای تروریستی و مردم ستیز را با اکثریت کرد خلط نکردم.

همچنان که در برابر کسانی که منکر حقوق ترکها هستند من ترکم. در برابر کسانی که برای لر و گیلک جوک درست می کنند من لر و گیلکم و مقابل کسانی که عرب ایرانی را به شمار نمی آورند از هر عربی عرب ترم.

مگر ایران بدون اقوامش ، بدون مردمش ایران است؟!! تا پای جان سر این عقیده ام هستم.

اما خوب در زمانه ای هستیم که به جای حرکت به جلو و جهانی تر شدن و معرفی خویش با دستاوردها و قابلیتهای امان ، قبیله ای تر می شویم. شاید در پایان این نزاع هر کدام در غاری سکنی گزنیم و با همسایه تنها با چماق و درفش برخورد کنیم!! الله اعلم.

 

 لیکن برای من دو سئوال پیش می آید؟؟

1-  شهروندی هر شهر، تنها بر اساس قومیت و زبان است؟!! یعنی من اصالتاً گیلک/بختیاری که متولد تهران هستم اگر تعلقی به این شهر داشته باشم خائن هستم؟!! مگر تهران خارج مرزهای ایران زمین است؟!! مگر تهران برای سوپر دار دریانی ، استاد لر و ترک ، مدیر رشتی ، رئیس جمهور سمنانی و رئیس مجلس مازندارانی منع  شده است؟!!! یا برای غیر تهرانی جا را تنگ نموده است؟!!

2- مگر معضلات اخلاقی ، نژاد پرستی ها ، جوک و تمسخر دیگر شهرها تنها محدود به تهران است؟!! همه می دانیم که مثنوی ها پر گردد از برخوردهای قبیله ای بین شهرها و روستاهای ما !!!! برخوردهایی که خیلی پیش از پایتخت شدن تهران انجام می شده است!!!

بعضی آنچنان به تهران بغض دارند که گویی نه تهران که تل آویو !!!هست و یا زندانی با اعمال شاقه برای قوم آنها!! و شهر و دیارشان مدینه فاضله بری از  هر گونه نژاد پرستی ، تبعیض و انواع معضلات اخلاقی و فرهنگی!!!.

برخی از عدم توجه به خواسته هایشان و نبود دموکراسی داد سخن گویند که انگار خود مجسمه حقوق بشر و منشاء و مصدر دموکراسی به تمام و کمال هستند!!! لیکن در عمل نشان می دهند که در همان راه هیتلر منتها خیلی سریعتر حرکت می کنند.

دوستان ، هموطنها ، ایرونی ها، آهای آدمها!! از این زنجیر حسادت و تفکر قبیله ای خود را رها کنید. تهران و یا هر شهر دیگر بخشی از خاک ایران زمین هست.

ولله تهران محدود به برج میلاد و چهارتا خیابان و رستوران نیست که زیر پوستش همان مشکلاتی است که کم و بیش همه شهرهایمان بدان گرفتار هستند.

تهران محدود به چهار تماشگر نمای فلان تیم و یا چهار تا نو تهرانی جوک ساز و بی اندیشه نیست که بسیار از همین افراد از دیگر شهرها آمدند از جمله همشهری و هم دیاری شماها هستند!! و تنها برای فرار از اصل خویش تیشه به ریشه آن می زنند. فکری برای دو روی سکه خود باختگی و دیگران مقصر پنداری کنید که از ماست و نه تهران و یا هر شهر دیگر کشورمان.

تهران و تهرانی حق کسی را پایمال نکرده است. که این تجمیع تنها به علت پایتخت بودن به صورت ظاهری به آن اعطاء شده است و اگر هر شهر دیگری هم پایتخت بود باز هم همین تجمیع ادارات و مراکز اقماری در آن دیده می شد این مربوط به فرهنگ غلط ماست وگرنه نه تهران حق دیگر شهرها را خورده است و نه تبریز حق میانه و مرند و مراغه را ، نه اصفهان حق شهررضا و کاشان و نه بابل حق بهشهر را

برای تهرانی جماعت هیچ امکان خاص و یا از ذهن خارجی ایجاد نشده است. در کنکور به علت پایتخت بودن سهمیه خاصی ندارد و لذا سالهاست که در قبولی دانشگاه نه تنها به کسی تبعیض نکرده که مورد ظلم هم واقع شده است. بسیاری از مدارسش از مدارس دیگر شهرها محروم تر و بسیاری از مشاغلش نصیب دیگر عزیزان از شهرهای دیگر می گردد!!!.

سهم تهرانی ، شلوغی و  ترافیک سرسام آور، آلودگی هوا ، نا امنی ، بیکاری گسترده تهرانی ها زاده در تهران!!! و دست و پنجه نرم کردن با گرانی و تورم فزاینده است.

روی همه این مشکلات بعضی برخوردها و نامهربانی و حسدها  دیگر هم میهنان سایر شهر را می توان افزود. بارها شاهد بودم در دیگر شهرها چه برخورد ناپسندی با تهرانی جماعت شده ، انگار که  نه هموطن  که افسر نازی و یا اشغالگری دژخیم  است و نه به قصد مهمانی و سیاحت که جهت تاراج به شهر و دیار آنها آمده است!!!
می توانم سوگند بخورم که در بسیاری این موارد این تهرانی فلک زده نه جوکی تعریف نموده ، نه نگاه سوئی کرده و نه خود را بالاتر معرفی نموده است!!!! گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری.

اما باز هم درود به شرف شهرام ناظری ها ، کامکارها ، سیروان خسروی ها که بین کرد بودن ، ایرانیت و انسان بودن هیچ تضادی را حس نکردند و درود به شرف خودم که در همان شهر و دیار مادری ام  در حقم کم لطفی ها کردند، لیکن در همه جا به گیلک بودنم افتخار می کنم . شرم باد بر کسانی که صحبت از انسانیت ، حقوق اقوام ، وجود تبعیض و نبود دموکراسی و امثالهم لقلقه شب و روزشان شده اما در عمل خود بدترین دشمنان شهر ، دیار ، قوم  و انسان بودن خود هستند.

به سیروان عزیز ایران ، نازنین کرد کشورمان خود فروش گویند در حالی که  ایشان شایسته این صفت هستند که انسانیت و مرام و خصائل نیک به مشتی تعصب کور، رشک ، بخل و نگاه متحجرانه ارزان و شاید هم مفت فروختند.

/ 0 نظر / 7 بازدید