مشکل گیلک تنها از خود است نه دگر هموطنان!!

خیلی سعی کردم کار در حد پند و اندرز و یا گپهای در بسته پایان پذیرد و انقدر صریح باب گله از بعضی هم تبارهایم باز نکنم. عزیز شاهد باش که بعضی حاج احمد کسمایی زای مرا مجبور به این امر نمودند.

 بعد از خواب دویست ساله قاجاری خیلی سریع و بدون زیر ساخت و گاه آمرانه وارد مدرنیته شدیم. مانند بعضی ساخت و سازهای شمیران که هنوز عده ای انبوه ساز محترم متوجه نیستند که کوچه باغ را نمی توان یکشبه به خیابانی مملو از برج مبدل نمود!!.  لذا آن روح قبیله گری و حسادت بین قومی و قوم و خویشی  و البته جدالهای همتی و نعمتی هنوز هم در میان ملت ما مانده و تا این معضل رفع نشود به مدینه فاضله اخلاق همزیستی که هیچ  ، به سایرین نشان می دهیم ، شایسته داشتن میراث قومی و بومی خود هم نیستیم!!. یکی از این بازیهای  که عده ای بی فکر شروع نمودند حمله به هویت ملی تحت لوای پاسداشت از هویت قومی است.اگر نیت آن بندگان گم کرده راه  خدا ، اهانت به میراث مشترک ملی نباشد ، آنقدر بد و ناشیانه از هویت قومی خود صحبت می کنند که اگر نمی کردند ،ارواح پاک گذشتگان ما را انقدر مکدر نمی شد!!.

در مقدمه غرق نشویم. نمی خواهم این بار از پان ترکیسم ، نفوذ وهابیان در کردستان و یا بلوچستان صحبت کنم.

  بلکه این بار  می خواهم در مورد کج روی هم تبارانم صحبت کنم.

کدام هم تبارها ؟!! سایت ورگ ( در گیلکی به معنی گرگ است!! ) ، انجمن گیلک زبانها و چند کلوبی که  تعدادی از ماحصل فعالیت  فرهنگی اشان این است:

1- گیلان الا و بلا همیشه در پی استقلال از ایران بوده و از اردشیر دوم به بعد مرتباَ مورد هجوم سفاکانه فارسهای کویر نشین بوده و هست!!!.

2-  خان احمد گیلانی در پی سعادت گیلان بود!!. 

3- علیه گیلک فقط جوک است و تمسخر!!.

4- اینکه بگویم گیلکی همریشه فارسی است ، ستم شوونیستی  است!!!.

5-آریاییها اصلاَ با کاسی  ها مخلوط نشده اند . اگر هم شده اند خیلی اندک  و قابل اغماض بوده است !!!!!!!. 

خواننده عزیز می دانم شماها با این تحلیلهای غیر منطقی و دست بردن احساسی در تاریخ سخت منقلب شده اید اما خدا را شکر که حال مرا ندارید!!. منی که نیمی تبارم گیلانی است و از خانواده من همرزم میرزا کوچک خان تا دکتر پورباقرها ، مهندس جفرودی و مهندس گیلکها بر خواسته اند. آتش می گیرم ، هنگامی که  می بینم از دیار پرفسور رضا ، پرفسور سمیعی ، دکتر پورداوود ، دکتر معین، آیت الله بهجت فومنی، شیون فومنی ، سیروس قایقران و هزاران ستاره بی فروغ گیلان و افتخار ایران ، چنین حرفهای محمل و بی اندیشه ای خارج می شود. بعد از فراق نوخان عمه جان .... قربان!!

راستی فارس کویر نشین کیست؟ یزدی ها اصیل که  بنده تا زنده هستم مفتون زیبایی شهرشان و ادب و مهمان نوازی و اساتیدی همچون استاد اویسی هستم؟!!

فارس کویر نشین کیست؟  حافظ لسان الغیب یا سعدی شکر سخن ؟!!

فارس کویر نشین کیست؟ دریا دلان دشتستانی یا دکتر شریعتی و فردوسی ؟!!

فارس کویر نشین کیست؟ حاج حسین کسمای مدیر روزنامه جنگل که مدافع زبان فارسی و از پیشگامان مبارزه با پان ترکیسم ساخته دست تزارها در قفقاز بود؟!! یا شاید نهضت جنگل که مانند جریان شما شاهنامه ستیز نبود!! بلکه خود را کاوه زمانه می پنداشتند که در برابر ضحاک استعمار به پا خواسته است!!

فارس کویر نشین کیست؟ انزلی چی های مهربان و غیور که نام شهرشان حاکی از مودت بین هخامنشیان و گیلانیان است.

فارس کویری کیست؟ صومعه سراهای بی آزار و نجیب که سوماسرا ،یعنی مکان روشنایی هستند!!! 

فارس کویر نشین کیست؟!!منظور بعضی دوستان در شرق گیلان از فارس ،رشتی هاست ؟  زیبا مکانی که بعد از حمله شاه عباس مرکز مهم گیلان شد؟!!  نکند مردم خیابانهای گلسار و منظریه حق دیگران را خورده اند؟!!

آی همشهری ، هم تبار ، هم استانی ، قوم و خویش ، می یوسف برار ( منظورم بن یامین نیست!!)، فارس کویری کیست ؟!!! 

چهار تا بی فرهنگی که  تنها محل زندگی اشان تهران است یا فلان برنامه رسانه تصویری که الحق دل همه را به طریقی شکانده ، نماینده مردم یک شهر ،ملت ایران و یا قومیت خاصی هستند؟!! اگر به محکوم نمودن جوک و تمسخر است که تالشهای عزیز و مظلوممان کم از دست بعضی از ما گیلکها نکشیده اند!!.

لذا این دوستان!!! یا سؤ نیت دارند یا که بسیار از مرتبه تحقیق بدون بایاس پرت هستند!!

نگفتید فارس  کویری کیست؟!! مشهدی ، اصفهانی یا شیرازی و بوشهری ؟!! از هرکدام بپرسید از شهر و دیار و ایرانش گوید و هرچیز دیگر الا فارس؟!! چرا که فارسی خود عصاره همه ماست و فارس اشاره به پارس و مساله تاریخی که همگان بر آن واقف هستیم  و امروزه ایران بسیار جامع تر از آن است .

نکند منظور عزیزانی همچون کیوان پندی و یا امین حسن پور از فارس کویر نشین  ، یعقوب لیث سیستانی و یا مردآویج دیلمی است؟!! چون اینان هم دلبسته فارسی بودند!! شاید  اشاره آریایی عقده ای  جناب پندی به مرحوم دکتر پورداوود باشد؟!!

نمی دانم ، دوستان چنان بی محابا وقایع تاریخی جعل وارونه می کنند و به آن چاشنی احساس اضافه می کنند ، گویی در زمان اردشیر دوم تنها گیلان  طغیان نمود (پارتیان همراه آنها نبودند؟!!! )و در کرمان و یا  خود ولایات قوم و خویش هخامنشیان و یا بین خانهای محلی گیلان  هیچ نزاعی رخ نداد؟!! بعضی با قاطعیتی از عدم وصلت بین آریا و کاسی صحبت می کنند  که یا دانششان از ریچاد فرای و دیگر محققین افزون تر است و یا خود سوار بر وسیله ای در تونل زمان شاهد عدم این واقعه  بودند؟!!ا

چنان فریاد می زنند که آریا مهاجم است و به ملک ایشان تجاوز نمود ، انگار که به فرض صحت ادعای ایشان پیش از کاسی و آمارد ( اگر این تیره ها آریایی نباشند!!) هیچ دوپای دیگری در گیلان ساکن نبود!!! با این تفاسیر بایستی حقوق احتمالاَ تضییع شده انسانهای اولیه را هم از نیاکان کاسی ما بازستانده شود!!

از تلاش گیلانیان برای استقلال صحبت می کنند اما یادشان می رود و یا دوست دارند به یاد برند که مردآویج در اصفهان به تخت شاهی نشست ( و اصفهانی ها گرانترین محله خود را به افتخار او نامگذاری کردند!!) و اینکه آل بوییه نه برای آزادی گیلان که برای آزادی ایران قیام نمود!! جالب آنکه حتماَ نخواندند و یا شاید این عزیزان به دوست دارند نخوانند که ناصرخسرو سالها پس از شکوه فرزندان دیلمان ، با احترام آمیخته به حسرت از آنها یاد می کند!!!.

با خود گویم صد رحمت به جعل وارونه مارکس بر آموزه های هگل!!. چرا این موقعها انقدر یاد یهودا و حضرت مسیح (ع) می افتم!!

خوب شد که دکتر حشمت عزیز در آرامگه اش خسبیده است وگرنه در صورت بازگشت به امروز توسط این جریان یا انکار می شد و یا به جرم ایران دوستی و عدم نفی هم نوع مورد محاکمه قرار می گرفت!! البته همه جنگلی ها از آمیرزا تا دیگران از نظر این افراد ،بدین گونه شریک جرم دکتر حشمت هستند!!

 در مورد خان احمد گیلانی که بر خلاف میل قلبی بعضی شاهنامه ستیز هم نبود!!! و به جمع آوری کتب نفیس فارسی شهره!!

هرکسی اندکی مطالعه نماید ، نیک در می یابد که خان احمد گیلانی نه عرقی به گیلان داشت و نه در پی سعادت مردمان این سامان!!. آن مرحوم از  زمان شاه طمهاسب در اندیشه دست یابی بر کل ایران زمین و یا دستکم تکه ای از آن بود.  برای این منظور در فومن و غرب گیلان حمام خون راه انداخت و از طریق وصلت با شاهزاده خانم صفوویه ای خود را به هدف نزدیکتر نمود. این فئودال خوش گذارن برای سودایش حتی دست به سوی بیگانه هم دراز نمود ، خیانتی که  حداقل توسط شاه عباس تکرار نشد!!. لذا شاه عباس با همه ستمهایی که بعدها در حق گیلان نمود آن خاک عزیز را فتح نکرد!! آنرا باز پس گرفت!!! شورشها هم نه از جهت استقلال که به خودکامگی بعضی فرماندهان قزلباش بود. صد البته خانهایی که پیشتر با خیال راحت و تنهایی گیلان بر همه چیز حاکم بودند و تنها مشکلشان رقابت همراه با خونریزی با همدیگر بود!!! ، حال با وجود رقیب مرکزی و مقتدتر ، سعی می کردند با تحریک اعتراضات عمومی به گذشته پر از عیش و عشرت خویش برگردند!!

از جنایتهای نوشیروان ساسانی گویند و سعی می کنند در پوشش مذهبی افراد معتقد را به خود جلب کنند اما خوب در پاسخ به این پرسش درمانده می شوند که چگونه فردی ستمکار بعدها بارها  و بارها توسط افرادی مانند خواجه نظام المک طوسی و سعدی مورد تقدیر قرار می گیرد و یا گیلانی که پیشتر سرکوب فرمانروی ساسانی  شده بود با کدامین منطق ستون فقرات ارتش و مورد اعتماد او  می شود؟!! با این حساب ، آیا اکثریت گیلانی ها نبایستی به هدف این گروه قلیل ظنین شد؟!!

اما داستان جدایی گیلکی از فارسی ؟!! بنده به لهجه و یا گویش خواندن گیلکی اعتراض دارم  چرا که  این همریشه فارسی دارای ساختار و واژگانی کامل برای زبان بودن است.اما اینکه بیاییم فارسی امروزی را با گیلکی قیاس کنیم و بر تفاوتها به صورتی کینه توزانه تاکیید کنیم خود ستمی بدتر بر گیلکی است. در آن صورت خود شوونیستی هستیم که عیب خود را عمداَ نادیده می گیریم !!.

اساساَ چه کسی گیلک را مجبور کرد ،فارسی را بر گیلکی ترجیح دهد ؟!! خود ضعیف پنداری و یا انتقام کور و بدون منطق دو روی سکه برخود با فارسی است که متاسفانه هر دو از جهل و عدم درک موقعیت واقعی گیلک در جامعه ایرانی ناشی می می گردد،و تنها تنور دکان عده ای گرم تر!! تنورهایی که از آن نان چورک و یا کلوچه بهشتی طعم فومنی خارج نمی شود !!!.وگرنه صحبت از ظلم و ستم به گیلان و یا مقایسه مشهد و رشت ( یک سئوال ؟یزد ، شیراز و اصفهان و بوشهر صاحب امکانات مشهد هستند؟!!  آیا تنها به رشت اجحاف شده است؟!!)  و بهانه جستن از جوک بر علیه گیلانی ها بیشتر به بازی ها نخ نمایی شبیه است که پیشتر در آذربایجان شکست خورده است.  از میان گیلکها مفاخری بر خواسته اند که هرگز منکر گیلک بودن خود نبودند و هیچ زمان بابت تفاخر به آن سرزنش نشدند. اگر گیلک از آل بوویه مقتدر و مسلط بر ایران زمین به این روز افتاده که هر کسی با هر دانش و یا قصد و غرضی برای آن نسخه مسموم تجویز می کند ، بیشتر از همه خود مقصر است. نمی خواهم مساله را شخصی کنم. اما در موردی با این بنده حقیر چنان برخورد ناعادلانه ای در دانشگاه گیلان شد که سندی گویا از ستم آنهم توسط مدیری هم تبار می باشد . موارد زیادی هم می توانم ذکر کنم که بسیار افراد متخصص و دلسور که با نیت سازندگی به این سبز دیار مادری رجعت کرده بودند ، گرفتار این برخوردهای تنگ نظرانه شدند. اینگونه کج سلیقگی نه توسط مدیری غیر بومی و نه به دستور مرکز که تماماَ به وسیله مدیر بومی صورت گرفته است!!!. لذا به عنوان یک گیلانی که عاشق سبز دیار مادری ام هستم با صراحت عرض می کنم تا گیلانی بر ضعفها و اشتباهات خود واقف نشده و با شجاعت اعتراف نکند  ، وضع گیلان به همین منوال است و با مطرح کردن تبعیض ،گرفتن گریبان مشهدی ، اصفهانی و یا سرمشق گرفتن از مافیای پان ترکیسم  و ملت نامیدن گیلک بر اساس آموزه های  نژاد پرستانه فیخته تنها و تنها گذشتگان خود را شرمنده  داشتن چنین اولاد  بی فکری خواهیم نمود.

آیا بیراه عرض می کنم ،خانه عزیز فرهنگ گیلان؟!! خانه ای که ای کاش از اطاقهایش صوت پر صلابت بانو محصص ها به گوش همه رسد و عطر دل انگیز اندیشه های ناب گیلان ایران زمین مشام همه ایرانیان را مست نماید. نه آنچه که از بعضی اعضای شما شاهد هستیم!!

شگفتا که از جهت اندیشه ایشان قوم نامیدن تیره های ایرانیان مصداق پان ایرانیسم باشیم و ملت نامیدن هر کوی و برزنی توسط این عزیزان!!! دال بر مدرنیته تمام!!!.

با این تعریف قبایل بدوی که قبیله روبروی خود را بیگانه می پندارند و پیوسته در کشمکش و ستیز هستند بسیار از جوامع متکثر و در این حال واحد در چارچوب ملی متمدن تر هستند!!!

هم تبارهایی که تاریخ را به میل خویش ورق می زنید!!! ، اینکه هخامنشیان به نسبت دیگر موارد مشابه با عدالت و تسامح بودند  و عدالت نوشیروان و مهر گیلانی ها به کوروش بر پیشانی تاریخ ایران عزیزمان ثبت شده با هیچ دروغی نمی توان انکار نمود. با ترفندهای  ماده گرایانه  هم قابل توجیه نیستند!! قرار نیست تاریخ به میل من و شما نگاشته شود که اگر میسر بود ، از خداند آرزو می کردم که این دشمنان فرهنگ گیلان ایران زمین که در لباس دوست فرهنگ گیلانی جای گرفتند از هر قوم و تباری بودند الا گیلک!! 

   

/ 0 نظر / 92 بازدید